رضا

به شیشه های اتاقم دوباره ها کردم

و از نوشتن اسمت بر آن حیا کردم

به روی شیشه کشیدم عکس یک گنبد

به پای شیشه نشسته رضا رضا کردم .

 


برچسب‌ها:

[ یکشنبه 27 دی 1394 ] [ 16:26 ] [ kabootar8 ]

امام من ...

دلم کمی هوای لطیف میخواهد


فقط کمی ...

کمی عطر زعفران ،

کمی رزق حضرتی ،

چند رج تسبیح شاه مقصود ،

و چند دانه فیروزه شیخ شوشتری ...

دلم ... حرم میخواهد 

فقط کمی ...

یک کُنج میخواهد از نوع ایوان مقصوره برای گفتگوهای خصوصی ...

راستش ، دلم عشق میخواهد ... 

اصلاً دلم یک امام میخواهد ... 

همه را انکار میکنم ، دلم تو را میخواهد ...

امام من ...

دستان ِ تهی ام را دخیل پنجره فولادتان میبندم

نمی گویم راه نشانم دهید ...

دستانم گرفته و در راهم آورید ....

 



برچسب‌ها:
[ یکشنبه 27 دی 1394 ] [ 16:26 ] [ kabootar8 ]

اباالجواد ...

گفتم به دل که بهر گدایی کجا روم ؟

 

گفتا برو به طوس بگو یا اباالجواد ...

 


برچسب‌ها:

[ یکشنبه 27 دی 1394 ] [ 16:24 ] [ kabootar8 ]

صحن آزادی

 

 

تو صحن آزادی ؛ روبروی ایون طلا

 

با اشک و آه و بغض گلو چه بی صدا

 

ناله تو دل بغض گلو اشک سرازیر دو چشم

 

خدا نظاره گر بُود ؛ مولا رضا مرا نما دمی نگاه

 

 


برچسب‌ها:

[ یکشنبه 27 دی 1394 ] [ 16:23 ] [ kabootar8 ]

دوست دارم صدات کنم، تو هم منو نگاه کنی

یا امام رضا(علیه السلام)
 
دوست دارم صدات کنم، تو هم منو نگاه کنی 
 
من تورونگات کنم، تو هم منو صدا کنی 
 
قربون صفات برم، از راه دوری اومدم 
 
جای دوری نمیره، اگه منو نگاه کنی 
 
دل من زندونیه، تویی که تنها میتونی 
 
این قفس رو وا کنی، پرنده رو رها کنی 
 
میشه کنج حرمت، گوشه قلب من باشه 
 
میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی 
 
تو غریبی ومنم غریبم 
 
اما چی میشه دل این غریبه رو با خودت آشنا کنی 
 
دوست دارم تو ایوون آیینت از صبح تا غروب 
 
من باهات صفا کنم، تو هم منو دوا کنی 
 
دلمو گره زدم به پنجرت دارم میرم 
 
دوست دارم تا برمی گردم گره ها رو وا کنی 
 
دوست دارم از حالا تا صبح محشر 
 
همه شب من رضا رضا بگم، تو هم منو رضا کنی
 
 


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 27 دی 1394 ] [ 16:16 ] [ kabootar8 ]

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

گفتم اینجا تا مشهد چقدر راه است؟!

 

 

گفت : آنقدر که بگویی...

 

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) 

 

 

 

 

 

 همیشه  از حرمت ، بـوی سـیـب مـی آیـد

 

 

صـدای بـال مـلـائـک ، عـجـیـب مـی آیـد !

سـلـام ! ضـامـن آهـو ، دل  شـکـسـتـه  ی مـن ،

 

 

بـه پـای بـوس نـگـاهـت ، غـریـب مـی آیـد

طـلـای گـنـبـد تـو ، وعـده گـاه کـفـتـرهـاسـت

 

 

کـبـوتـر دل مـن ، بـی شـکـیـب مـی آیـد

بـرات گـشـتـه بـه قـلـبـم مُـراد خـواهـی داد 

 

 

چـرا کـه نـالـه ی «امّـن یُـجـیـب» مـی آیـد ... 

 

 
دنیا به رویم بسته باشد

 

 

مهم نیست. . .

 

 

چون در حرم تو همیشه باز است آقا جان . . . 

 

 

 
برچسب‌ها:

[ یکشنبه 27 دی 1394 ] [ 16:14 ] [ kabootar8 ]

به دادم ميرسی ؟

بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم ميرسی ؟
 
گر چه آهو نيستم ، اما پر از دلتنگيم
 
ضامن چشمان آهوها ، به دادم ميرسی ؟
 
از كبوترها كه ميپرسم ، نشانم ميدهند
 
گنبدو گلدسته هايت را ، به دادم ميرسی ؟
 
من دخيل التماسم را به چشمانت بسته ام
 
هشتمين دردانه ی زهرا (س) به دادم ميرسی ؟
 
 
 
 
[ یکشنبه 27 دی 1394 ] [ 16:11 ] [ kabootar8 ]
صفحه قبل1...345صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران